X
تبلیغات
رایتل

یادداشتهای یک مالیخولیایی

ورق پاره های پس از این

 

 هنوز چیزی نشده هر شب کابوس می بینم که این "بعدهای لعنتی" به کجا میرسد.

آخر تو که میدانی من چقدر حساسم مثلا.!

چرا مرتب از آینده حرف میزنی و مرا با این حس ویرانگر رها میکنی؟

باید قدر آن شبهایی که خوابت را می دیدم می دانستم ، تا این کابوسها دوباره رویای شبانه ام را به آتش نکشد.

بازهم مهم نیست...فدای سرت...فدای یک لبخند تو...فدای یک بار صدا زدن نام من از دهان تو...

bgsound src="http://naghmeh.com/Naghmehcard/MIDI/TAVALOD.MID" loop="-4